close
تبلیغات در اینترنت
اشعار زنان در عروسي(ربّايي)
سايت جامع شهرششتمد
اشعار زنان در عروسي(ربّايي)

اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى، الصِّدّيقِ الشَّهيدِ، صَلاةً کَثيرَةً تامَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِيائِکَ
لوکس گراف | دانلود قالب وبلاگ

بهشت روي زمين مسجد گوهرشاد است


به هر طرف كه نظر مي كنم دلم شاد است


برو به مشهد رضا زيارت كن


كه جنت فردوس در خراسان است


بريده باد زباني که نگويد اين کلمات


به قاسم و علي اکبر جداجدا صلوات

 

 

ايوان نجف عجب صفايي دارد


حيدر بنگر چه بارگاهي دارد


اي كعبه به خود مناز از روي شعف


جايت بنشين كه هر كه جايي دارد


بريده باد زباني که نگويد اين کلمات


به شاه عرب مير لافتي صلوات

 

 

گل سرخ از عرق روي محمد باشد


دل من شاد زگيسوي محمد باشد


از من زار بپرسند که آقاي تو کيست


من بگويم که پسر عم محمد باشد


بريده باد زباني که نگويد اين کلمات


به شاه عرب مير لافتي صلوات

 

 

صلوات نامه اي ز جمال محمد است

قرآن تمام وصف کمال محمد است


در طاق عرش نام محمد نوشته است


صل علي محمد و آل محمد است


نشود ناطقه اي لال به هنگام ممات


آن زباني که فرستد به محمد صلوات

 


اول به مدينه مصطفي را صلوات


دوم به نجف شير خدا را صلوات


در کرب بلا به شمر ملعون لعنت


در طوس غريب الغربا را صلوات


بلن بگوي و مترس از اين کلمات


به نيم اول نام محمدي بلند صلوات

 


از دريچه سر بدر کرد آفتاب آتشين


از چمنها سر بدر کرد دانه هاي قيمتي


عروس ما ماهه داما مشتري


هم فداي ماه هم فداي مشتري


بريده باد زباني که نگويد اين کلمات


به قاسم و علي اکبر جداجدا صلوات

 


يارب اين خانه بهشت است که جانان اينجاست


اي پري رخ بنما که ماه تابان اينجاست


بلبان را به گلستان حرم کاري نيست


گل اينجاست بلبل اينجاست گلستان اينجاست


نشود ناطقه اي لال به هنگام ممات


آن زباني که فرستد به محمد صلوات

 

 

قد رعنا رخ زيبا داري


آنچه خوبان همه دارند تو تنها داري


عرض از گل دهنت غنچه زبانت بلبل


بنشينم دور تو گردم که تماشا داري


نشود ناطقه اي لال به هنگام ممات


آن زباني که فرستد به محمد صلوات

 

 

ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد


دل رميده ما را انيس و مونس شد


نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت


هزار مسأله آموخت که صد مدرس شد


بريده باد زباني که نگويد اين کلمات


به شاه عرب مير لافتي صلوات

 

 

سه چند وقته که در عهد همي يُوم


که فرزندم حجله گيره مو ببينم


دِ پاي تخت او نارنج بچينم


که ماه و مشترير با هم ببينم


بريده باد زباني که نگويد اين کلمات


به قاسم و علي اکبر جداجدا صلوات

 





موضوع : اشعار زنان در عروسي(ربّايي) ,
بازديد : 221

امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1 خرداد 1390 توسط محمدرضا غريبي
لوگوي دوستان
لوکس گراف | دانلود قالب وبلاگ لوگوي دوستان لوگوي دوستان
لوگوي دوستان لوگوي دوستان لوگوي دوستان
لوگوي دوستان لوگوي دوستان لوگوي دوستان
لوگوي دوستان لوگوي دوستان لوگوي دوستان



بالاي صفحه



تمامي حقوق اين وبلاگ براي سايت جامع شهرششتمد محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.

ترجمه به رزبلاگ توسط : لوکس گراف